شيخ ذبيح الله محلاتى
59
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
ليلى الغفارية در استيعاب و اصابه او را از صحابيات شمردند و گفتهاند كانت مجاهدة غازيه تخرج مع النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى مغازيه فتداوى الجرحى و تقوم على المرضى و لما خرج على بن ابى طالب الى البصرة خرجت معه و اتت عائشة ام المؤمنين فقالت هل سمعت من رسول اللّه فضيلة في على بن ابى طالب قالت نعم دخل على رسول اللّه و عليه جرد قطيفة فاذا بعلى بن ابى طالب دخل و جلس بيننا فقلت يا ابن ابى طالب اما وجدت مكانا هو اوسع لك من هذا قال النبي يا عايشه دعى لى اخى فانه اول الناس اسلاما و آخر الناس بى عهدا و اول الناس لقيا يوم القيامة و حدثت عن النبى و روى عنها محمد بن قاسم الطائى ) اين روايت جلالت و شجاعت و و لا و محبت او را نسبت بخاندان رسالت مىرساند كه در حروب و مغازى با رسول خدا همسفر بوده و مريضان را سرپرستى و معالجه و زخم داران را مداوى مىنموده و هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام بجانب بصره حركت فرموده در ركاب ظفر انتساب آن حضرت بوده چون جنگ جمل خاتمه پيدا كرده براى ارغام انف عايشهء بر او داخل شده و سؤال از فضيلت امير المؤمنين عليه السّلام كرده عايشه هم مىدانست كه اگر سخن بصدق نكند ليلى او را رسوا خواهد كرد ناچار گفت كه روزى على بن ابى طالب وارد شد و بين من و رسول خدا جلوس داد گفتم اى پسر ابو طالب جايى ديگر نيافتى تا اينكه بر زانوى من نشينى . و بروايت ديگر گفت جايى ديگر نيافتى وسيعتر از اين مكان اين عبارت با ركاكت حضرت رسالت را بغضب آورد فرمود اى عايشه واگذار برادر من على را كه او اول كس است كه به من ايمان آورده است و آخر كس خواهد بود كه از من جدا شود و اول كس باشد كه در قيامت مرا ملاقات بنمايد ) و غرض ليلى اين بود كه اى عايشه تو كه اين را مىدانستى چرا با او دق باب محاربت كردى